آذين وب

سيستم مديريت محتوا

طراحي سايت

طراحي وب

طراحي وب سايت

طراحي وب سايت

محمدزمان

محمد زمان یا «محمد زمان بن‏ حاجی یوسف قمی» هنرمند نقاش ایرانی اواخر دورهٔ صفویه بود. سالهای فعالیت وی حدود ۱۶۵۰ تا ۱۶۹۴ یا تا ۱۷۰۱ میلادی است.

به سبب نوآوری و وسعت تأثیر بر دیگران، یکی از شخصیت های برجسته در تاریخ نقاشی ایران به  شمار می آید. او برخی از اسلوب های طبیعت پردازی را به کار گرفت  وکوشید شیوه خاصی از تلفیق عناصر نقاشی ایرانی، اروپایی و هندی را بوجود اورد.

زندگی نامه

وی هم‌ عصر سه تن از شاهان صفوی، یعنی شاه عباس دوم، شاه سلیمان و شاه سلطان حسین می‌زیست. شهرت‌اش به خاطر کپی یا تقلیدهای آزادانه از گراورهای فرنگی (اروپایی) و همچنین نقش موثرش در ترویج فرنگی سازی نگارگری ایرانی است، که او به همراه علی قلی جبه‌دار، نمایندگان برجستهٔ این سبک در نیمهٔ دوم قرن هفده میلادی در ایران بودند.

علی رغم تحقیقات بسیار، داستان زندگی محمد زمان همچنان در پرده‌ای از رمز و راز پوشیده‌است. بر پایهٔ برخی از گمانه‌زنی‌ها که عموماً توسط محققین غربی صورت گرفته، محمد زمان در راس یک هیئت که توسط شاه عباس به جهت یادگیری نقاشی اروپایی به ایتالیا فرستاد بوده، و در آنجا مشابه چند تن دیگر از همراهان اش مسیحی شده، و به “پائولو زمان” تغییر نام داده، سپس به هند کوچیده، چندی را در آنجا گذارنده، پس از آن به ایران بازگشته، توبه کرده و در دربار مشغول به کار شده‌است. به نظر می‌رسد که بخشی از این داستان مربوط به یکی از اشراف هم‌نام وی در اصفهان باشد که حدود سال ۱۶۴۰ قبل از مهاجرت به هند کاتولیک شده‌است. در حالی که محمد زمان نقاش، به گواه آثارش یک مسلمان شیعه بود. ایوانف به نقل از مانویچی که ادعا کرده محمد زمان در ایتالیا تحصیل کرده و از اصل نقاشیهای اروپایی اقتباس نموده‌است می‌نویسد «محمد زمان در سال ۱۰۸۶ قمری یا ۱۶۷۵ میلادی در مقام هنرمندی زبده در قصر سلطنتی اشرف در مازندران کار می‌کرده و کمی بعد به اصفهان آمده‌است». اما به جز ادعای مانویچی که اکثر پژوهشگران به آن استناد کرده‌اند و نیز موضوعات مرتبط با مسیحیت که محمد زمان تصویر کرده، سند دیگری مبنی بر سفرش به اروپا و تغییر کیش به مسیحیت ارائه نشده‌است. ایوانف‏ همچنین با رد نظرات کارشناسانی که به سفرهای محمد زمان به هند و ایتالیا نظر دارند، می‏گوید: «امروزه با صراحت‏ باید پذیرفت که سفرهای ایتالیایی و هندی محمد زمان بن‏ حاجی یوسف قمی افسانه‏ای بیش نیست».و به قول ابوالعلاء سودآور، محمد زمان به سبک سنتی ایرانی تعلیم دیده و احتمالن زیر نفوذ تعلیمات دو نقاش پیش از خود، یعنی بهرام سفره‌کش و شیخ عباسی بوده و هرگز به سبک اروپایی تعلیم ندیده‌است. پسر محمد زمان، «محمد علی بن محمد زمان» نیز نقاش دربار شاه سلطان حسین بوده، و چند اثر از وی در موزه آرمیتاژ محفوظ است. در یکی از این آثار به سال ۱۷۰۱، چنین امضا شده: محمد علی، فرزند مرحوم محمد زمان. این به این معنی است که در سال ۱۷۰۱ محمد زمان دیگر زنده نبوده‌است.

براساس تحقیق کریم زاده تبریزی-هنرشناس ایرانی-محمد زمان نه هرگز از ایران خارج شد و نه دین خود را تغییر داد. در قم و اصفهان آموزش دید و محتملاً شاگرد استادانی چون معین مصور و شیخ عباسی بود.

در مورد چگونگی آشنایی او با روش طبیعتگرایی می توان چنین فرضی را پذیرفت که وی با نقاشان اروپایی مقیم اصفهان ارتباط داشته و شگردهای برجسته نمایی و ژرف نمایی را از انان آموخته است. علاوه بر این، محتملاً او با دقت در آثار تصویری اروپایی و هندی- که در آن زمان به ایران می رسیدند- و حتی از طریق رونگاری این نوع تصاویر توانسته است مسایل فنی مورد علاقه خود را حل کند.

اگر سکونت ارمنیان در جلفای نو، فعالیت تجاری اروپاییان در اصفهان، پذیرش مبلغان مسیحی از سوی شاه سلیمان صفوی، و رواج نمونه های نقاشی اروپایی و نقاشی گورکانی در ایران را مورد توجه قرار دهیم، به علت وجود موضوعهای غربی در برخی آثار مرقوم محمدزمان پی خواهیم برد.

به سخن دیگر، تصاویر او از موضوعهای مسیحی (مثلاً: ملاقات مریم با الیصابات ۱۶۷۸/۱۰۸۹ق)، و موضوعهای اساطیری (مثلاً:ونوس و آمور؛۱۶۷۶/۱۰۸۷ق) – که به سفارش شاه سلیمان کشیده شده اند- دلیلی بر سفر محمدزمان به ایتالیا، و احیاناً گرویدن به دیانت مسیح، نمی تواند باشد (او مجالس مذهبی دیگری چون جلوگیری از ذبح اسماعیل را نیز به روش اروپایی نقاشی کرده است). در واقع، بازسازی باسمه های اروپایی-و از جمله، تصاویر مذهبی یا اساطیری-امری معمول در آن روزگار بود؛ و دیگر نقاشان هندی و ایرانی نیز برای نشان دادن مهارت خود، دست به چنین تجربه هایی میزدند. از سوی دیگر، حضور عناصر نقاشی گورکانی در برخی آثار محمد زمان نیز جنان قوی و بارز نیست که دلیلی برای اقامت وی در هند، و اثر پذیری مستقیم از شیوه نقاشی دربار گورکانیان تلقی شود. به هر حال، هنوز نکات ناروشنی درباره زندگی محمد زمان و چگونگی هنرآموزی او وجود دارد. ولی بر اساس آثارش می توان به این نتیجه رسید که وی با هدف ایجاد تحولی در سنت نگارگری- و نه صرفاً به منظور طبع آزمایی و یا به پیروی از سلیقه رایج- به نقاشی اروپایی روی آورد. و این نکته، عمده ترین وجه تمایز او از دیگر نقاشان «فرنگی ساز» همعصرش بود.

نظام زیبایی شناختی نگارگری قدیم ایرانی-که در مکتب اصفهان دچار گسیختگی شده بود-در نقاشی محمدزمان جای به نوعی طبیعتگرایی ناکامل می دهد. او به طرزی دلخواه و با برداشتی سطحی از دستاوردهای هنرمندان دوران رنسانس بهره میگیرد. و از همین رو، آثارش فاقد اصول و قواعد صحیح پرسپکتیو، ژرفنمایی جوّی، تنظیم نور و سایه، و کالبدشناسی اند. از سوی دیگر چون به تجسم سه بعدی فضا و اشیا، و کاربست رنگهای موضعی و طبیعی گرایش دارد، روش رنگبندی نگارگران پیشین را کنار می گذارد. ولی به سنت آرایه بندی همچنان وفدار می ماند؛ و راه حل های خاص خود را برای همسازی عناصر تصویری و تزیینی می یابد. علاوه بر موارد مشخصی چون برخی چهره ها، جامگان، گیاهان و پرندگان در حال پرواز، تأثیراتی کلی از نقاشی گورکانی را در کار محمد زمان می توان تشخیص داد.

محمد زمان در طرز دید و در شیوه و اسلوب نقاشی  ایرانی تغییری مهم ایجاد کرد. ولی کوشش آگاهانه او در پاسخگویی به ضرورت تحول در این عرصه هنری، چندان پربار نبود. با این حال، وی استعداد و توانایی آن را داشت که با تلفیق سنتهای مختلف به شیوه ای دست یابد که سرمشقی برای بسیاری از نقاشان بعدی باشد. به استناد قلمدانی که با رقم «یا صاحب الزمان» و مورخ۱۶۵۹/۱۰۷۰ق، از او به جای مانده است، می توان وی را نخستین قلمدان نگار ایرانی محسوب کرد. همچنین، او از اولین نقاشان ایرانی بود که به موضوع گل و مرغ پرداخت. علایم مشخصه ای چون ابرهای پنبه یی، درخت شکسته، پوسته ترک دار درختان تنومند و تپه های سنگی را در اکثر آثارش- چه تصاویری که از باسمه های اروپایی رونگاری یا برداشت کرده و چه در قلمدانها، آبرنگها، و تصاویری که برای نسخه های خطی ساخته است- میتوان دید. سه تصویری که محمدزمان بر کتاب خمسه تهماسبی(محفوظ در کتابخانه بریتانیا) افزود(۱۶۷۵/۱۰۸۶ق)- مجالس پیکار بهرام گور با اژدها، فتنه گاو بر دوش در برابر بهرام گور، بزم بهرام گور و شاهزاده خانم هندی- نمایانگر ویژگیها و کمال سبک اویند. از جمله دیگر آثارش: ظاهرشدن سیمرغ به هنگام تولد رستم(در نسخه شاهنامه محفوظ در کتابخانه چستربیتی) (۱۶۷۵/۱۰۸۶ق)؛ پادشاه در حمام(۱۶۷۷/۱۰۸۸ق)؛ نزول روح القدس بر مسیح(۱۶۸۲/۱۰۹۴ق) شکوفه بادام (۱۶۹۳/۱۱۰۵ق)؛ اهدای انگشتری به شاهزاده صفوی توسط شاه سلطان حسین(۱۶۹۴/۱۱۰۶ق)؛ قلمدان منظره و شکارچیان(۱۶۹۷/۱۱۰۹ق).

(برادر بزرگتر او –محمد ابراهیم(کاتب السلطان)- در خوشنویسی و تذهیب دست داشت؛ و برادر دیگرش-حاجی محمد- به نقاشی گل و مرغ می پرداخت. پسران او –محمدعلی و محمدیوسف- نیز نقاش بودند، و از شیوه پدر پیروی می کردند).

سبک

شیفتگی مورخان غربی به محمد زمان، بدان سبب است که نقاشی وی به شدت ملهم از نقاشی اروپای مسیحی بود. به نظر می‌رسد که وی نخستین نقاش ایرانی بود که از رنگ و روغن روی بوم برای ترسیم استفاده کرده و پیروان اش پس از وی به این تکنیک روی آورده‌اند. اما مهمترین وجه کار این هنرمند، پیشتازی اش در «فرنگی سازی» نگارگری است. ویژگی این سبک، استفادهٔ تلفیقی از تکنیک‌های نقاشی اروپایی از جمله پرسپکتیو، در عین استفاده از شاخص‌های نقاشی کهن ایران است. محمد زمان، شیوهٔ فرنگی سازی را از روی نقاشی‌های چاپی یاد گرفت.

بهرام گور اثر محمد زمان

بهرام گور اثر محمد زمان

مطالب مرتبط:

رضا عباسی

کمال الدین بهزاد

برچسب ها :
یکشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۲
مدیر