آذين وب

سيستم مديريت محتوا

طراحي سايت

طراحي وب

طراحي وب سايت

طراحي وب سايت

خاطره و حافظه

نکته ها، نغزها و درد و دل های تربیتی
احمدرضا آذر
🔲❤️حافظه و خاطره(بخش اول)

🔷 اکثرا، در آغاز کارگاه های اندیشه از اعضاء می خواهم تا از کارگاه قبل ارزشیابی خود را برای بقیه بگویند و یا اگر ارزشیابی تازه و تاملی از کارگاه قبل ندارند، خیلی کوتاه و مفید بگویند چه چیز تازه ایی در یک هفته اخیر یاد گرفته اند، متاسفانه بیشتر اوقات خصوصا در زمان بازگشایی مدارس، اعضا متحیر نگاه میکنند و در مقابل این درخواست سکوت می کنند، در یکی از جلسات که از سه تن شاگردانم که از منزل تا کارگاه اندیشه با تاکسی آمده بودند ،خواستم تا بگویند از خانه تا کارگاه اندیشه چه دیده اند؟ ابتدا از امیر پرسیدم و او پاسخ داد:
🔺➖- مگر چه چیزی باید باشد، هیچی سوارشدیم، کرایه دادیم و رسیدیم و از پله آمدیم کلاس. همین!!
از جواد پرسیدم و او با کمی تامل گفت:
🔸✖️- خب! امیر و احمد میهمان ما بودند،حدود ساعت چهار راه افتادیم و یک تاکسی پراید زرد ما را سوار کرد و هرسه نفر عقب نشستیم، در ماشین آرام نشسته بودیم. وقتی تاکسی به چهارراه رسید و پیچید یک اتومبیل بوق شدید زد و عصبانی از کنار تاکسی رد شد و راننده تاکسی هم دستش را بالا اورد تا راننده که بوق زده بود، فحش و ناسزا ندهد. وقتی هم پیاده شدیم از ما خواست ببینیم چراغ راهنمای ماشین سالم است و یانه و سپس زیر لب چیزی گفت و رفت جلوی راننده عصبانی پیچید و با او حرف میزد که ما دیگر آمدیم.
احمد گفت:
🔹➕- اکثر موارد را که دوستم جواد گفت ولی برایم سوال بود که در زمانی که راننده عصبانی بوق میزد و حرف های توهین آمیز زد، چرا راننده ی تاکسی که فرد مسنی هم بود هیچی نگفت و حتی دستش را برای عذر خواهی بالا آورد، ولی وقتی فهمید که چراغ راهنمای ماشین اش سالم است سراغ راننده خطی رفت و با او عصبانیت کرد. من فکر میکنم او از آن راننده یِ عصبانیِ عجول خواسته که عذر خواهی کند، چون اول فکر میکرد راهنمای ماشین اش خراب است و وقتی فهمید که راهنمایش که هنگام پیچیدن، روشن اش کرده بود، سالم است. سراغ او رفت. به نظرم راننده تاکسی آدم عاقلی بود.
🔸سه گفت وگو را مورد تحلیل قرار دادم و با سه امر رو برو شدم:
😕 ➖اولی یعنی امیر، عدم تمرکز و توجه کافی(در بررسی فهمیدم، امیر شب های امتحان درس اش را می خواند و نمراتش هم بد نیست ولی پس از امتحان درس ها را بلد نیست.) او اکثرا درگیر تماشای تلویزیون است.
😌✖️دومی یعنی جواد، حافظه اش خوب است، همکلاسی هایش به او می گویند «خر خوان»؛ جدیدا به سفارش مشاور، مادر او از وی خواسته تا دوستانی پیدا کند و مهمانی آن روز هم به همین سبب بوده است. نمرات او خوب هستند و اطلاعات کتاب های درسی را دقیقا مثل خودش ذخیره کرده و در مدرسه خاص هم درس میخواند.
😃➕سومی یعنی احمد، همکلاسی هایش به او می گویند، استاد خاطره ساز، چون هر جریانی را به چالش میگیرد و از ان یک داستان میسازد. درس او متوسط است، به جز معلم انشاء و ریاضی تقریبا اکثر معلم ها از او خوش شان نمی آید، چون در زمان درس دادن سوالاتی می پرسد که مربوط به درس هست ولی در کتاب نیامده و یا گاهی میخواهد درس ها را به هم ربط دهد.
ما کدامیک از این سه وجه هستیم؟:
❓۱٫آیاآدمی هستیم که از بس به صورت افراطی درگیر اخبارهای مختلف (آن هم بدون تحلیل) و حواشی تیم مورد علاقه و تماشای تلویزیون هستیم نمی توانیم در امری متمرکز باشیم و به عبارتی: نه حافظه داریم و نه خاطره؟
❓۲٫ آیا آدمی هستیم که مثل ضبط صوت و تصویر، امور را ذخیره میکنیم؟
❓۳٫ آیا آدمی هستیم که در پدیده ها نگاه میکنیم؟، سوال طرح میکنیم؟ کند وکاو می کنیم و مدام کشف کرده و خاطره سازی میکنیم؟
🔲❤️حافظه و خاطره(بخش دوم)
(آدرس بخش اولhttps://t.me/sarveyasin/395)
✔️حیوانات، «حافظه» دارند ولی «خاطره» ندارند.
🔹اگر یک حیوان چارپا مثل خر یا قاطر از پل خرابی که در آن سوراخی هست عبور کند، حتی اگر یک یا دوسال بعد از آن پل عبور کند آنرا در حافظه دارد و دفعه ی بعد پای آن حیوان، در چاله و سوراخ گیر نمیکند.
🔻پژوهش هایی که بر بعضی حیوانات از جمله شامپانزه ها صورت گرفت نشان داد آنها میتوانند در ظرف زمان کمی، مواد اطلاعاتی (تصویری و صوتی و بوییدنی) را به حافظه بسپارند و وقتی جایزه ایی مثل هدیه ای خوراکی (یک موز) در قبال پاسخگویی ذخیره اطلاعات شان قرار داده شد، آنها صدها تصویر را که ظرف چند ثانیه ذخیره کرده بودند را در مونیتور مخصوص نشانه گذاری کرده و جایزه خود یعنی یک موز را دریافت کردند، در صورتی که یک انسان حداقل چند روز طول میکشد تا با داستان پردازی آن همه تصاویر را حفظ کند.
👀حیوانات حافظه دارند ولی خاطره ندارند. متاسفانه آموزش و پرورش و حتی خیلی از دانشگاه های ما با شرطی سازی های مختلف تلاش دارند، بیشتر حافظه پردازی را تقویت کنند تا خاطره سازی.(لزوما این محرک شرطی برای انسان ها لزوما غذا نیست هرچند باطن اش اقتصادی است، ممکن است قبولی در یک مدرسه ویژه یا دانشگاه مشهور، برنده شدن در یک رقابت تبلیغ شده و یا کسب نمره امکاناتی باشند تا ما جدی تر و محکم تر به حافظه سازی مشغول شویم)
🌿یک کودک که تازه راه افتاده سعی میکند تا اشیاء پیرامونش را وارسی کند و آنها را بفهمد، یعنی ممکن است یک کودک تا دو ونیم سالگی قفسه های داخل اتاق ها و یا آشپزخانه را(اگر مجال یابد)حتی صدها بار به هم بریزد، تا آنها را با سیستم خاطره سازی بفهمد، او به روابط اشیاء فکر میکند، مثلا آیا میشود یک ظرف با دهانه ۲۰سانتیمتر را در یک ظرف با دهانه۱۵ سانتیمتر جا داد؟ آیا پاره شدن ، شکستن ، تکه تکه شدن ، پخش شدن و جدا جدا شدن یک امرند؟ چرا بعضی از اشیاء با پیچاندن و بعضی باکشیدن باز و بسته میشوند؟ در حالی که یک بچه میمون کافیست تا یکبار قفسه ها را ببیند و آنها را حفظ شود، میمون دلیلی ندارد تا به روابط اشیاء فکر کند.
🔷یک دوربین مداربسته، یک ضبط صوت میتوانند اطلاعات را ذخیره کنند.آنها مصداق بارز حافظه اند. حیوانات، دوربین و دستگاه ضبط ، خاطره ندارند. چون که تامل، تفکر و کند کاو ندارند، بخش مهمی از خاطره سازی به خاطر عواطف است. عواطف یعنی ما به بعضی چیزها عطف و توجه و علاقه داریم. منتهی اگر ما پیرامون عواطف خود سوال و تحلیل داشته باشیم به خاطره سازی نزدیک شده ایم. یک طوطی یا دلفین و یا سگ هم به انسان و یا صاحب شان عاطفه دارند ولی کند و کاو و پرسش در آنها وجود ندارد. به زبان ساده وقتی یک کودک کارتون را میبیند و از آن و یا درباه اش سوالی نمی پرسد و یا موارد آنرا تعمیم نمی دهد و در آن کند وکاوی ندارد شاید از یک حیوان هم کمتر عمل کرده است.
✅قرآن عالمان بی عمل را به خَرانی مثل زده که بر خورجین های خود کتابهای علمی، از جمله تورات و انجیل حمل میکنند. عالمان بی عمل، همان هایی هستند که حافظه ی خوبی دارند ولی بدلیل عدم استفاده از علوم و یا تعمق در آن، خاطره ایی از علم شان مشاهده نمی کنیم.
🔲❤️خاطره و حافظه(بخش سوم)
😳میگویند: آقا محمدخان قاجار وقتی بر سر مزار نادرشاه افشار فاتحه میداد سه بار با لگد به سنگ قبر او کوبید و گفت: راد مرد! چرا کاری که میخواستی فردا انجام اش دهی ، شبِ قبل از آن به زبان آوردی؟
منظور آقا محمد خان آن بود که چرا وقتی فهمیدی تحت فرمانت ظلم کرده و خواستی تا روز بعد او را اعدام کنی، به او گفتی برو امشب بخواب که فردا تو را عِقاب خواهم کرد؟
جالب آنجا است که مصداق همین اتفاق بعدا برای خود آقا محمد خان اتفاق میافتد و توسط دو نگهبانش در نیمه های شب کشته میشود، چون آن دو میدانستند که اگر او وعده ایی بدهد عمل میکند.
🔻اگر آقا محمد خان(فارغ از شخصیت مثبت و یا منفی اش) به کار و خطر کردن نادرشاه فکر میکرد و پیرامون آن خاطره سازی میکرد، بعید بود دچار همان بلیه و درد سر شود. او یک جریان را از حافظه گذراند و بر اساس قضاوت سریع اش ملامتی کرد و گذشت.
🔹شاید این سخن را بارها شنیده باشید که: “مردمِ ما حافظه تاریخی ندارند.”
🔸نظر شما چیست؟ آنرا قبول دارید؟ اصلا حافظه تاریخی چیست و به چه دردی می خورد؟
✔️حافظه سیستم ذخیره داده ها و اطلاعات است. تاریخ هم به سرگذشت پیشینیان و یا حوادثی که در زمان شکل گرفته است مربوط است. حالا اگر بخواهیم ترکیب «حافظه ی تاریخی» را معنا کنیم آیا منظور یادآوری سرگذشتها و حوادثی است که به سرمان آمده یا تجربه اش کرده ایم؟ چرا باید آنها را به یاد بیاوریم؟ به چه درد مان میخورد؟
✔️”حافظه” ابزار «خاطره» است. به عبارتی “حافظه” برای «خاطره» است. اینکه بخواهیم اطلاعاتِ حوادث را ذخیره کنیم به تنهایی به درد نمی خورد و جریان تاریخی رقم نخورده است. وقتی این جریان تاریخی میشود که پای انسان در میان می آید. یعنی انسان، حوادث را در شکل گیری خودش و جهان پیرامونش به مطالعه و تفکر می نشیند. به زبان ساده وقتی ما حوادث را تحلیل میکنیم و آنها را در راستای رشد خود یا جامعه ی خود به کار میگیریم رفتار و پندار تاریخی رخ داده است. امروزه رسانه ها با بهترین کیفیت حوادث تاریخی را ثبت میکنند ولی لزوما به معنایی که منتقدان از لفظ حافظه ی تاریخی دارند، “تاریخی” نیستند. در اصل «حافظه ی تاریخی» همان “خاطره پردازی” و “خاطره سازی” است که انسان تحلیل گر از خود در مورد حوادث تاریخی می پرسد. مثلا اومی پرسد:آیا حادثه ی پلاسکو خوب بود؟ چه خوبی داشت؟ آیا می شد ساکنان و مالکان و مسئولان مربوطه قبل از حادثه با یکدیگر گفت وگو میکردند و این ماجرا شکل دیگری می شد؟ اصلا تا کنون چند بار بین مردم پایین دست و بالا دست و یا کارگزاران در کشور ما گفت وگو وتوافق جدی برای رشد و اعتلا و جلو گیری از خطر (به معنای ضرر افزون) بوده است؟
😔هرسال پدیده های مشابه برای ما اتفاق می افتند در حافظه ی رسانه ها هم ضبط میشود ولی تامل و قصد یادگیری گویی وجود ندارد.
🔹خودِ یادگیری “خطر کردن” است. «خطر یعنی امکان و احتمال ضرر». انسان چرا خطر میکند؟ چون گاهی در جایی که امکان ضرر و زیان هست، امید سود و خیر هم هست. از این رو انسان برای ورود به مسیر خطر یا با “دانا” و یا با “دانایی” طیِ طریق میکند. واژه «خاطره» منشعب از واژه «خطر» است. ورود در خطر، زحمت دارد. مهمترین زحمت اش تحت فرمانِ دانا و دانایی بودن است. کسی که ابراز نظر تازه ایی می کند خطر کرده است، هرچقدر این ابراز نظر توام با عقل و بهره از عاقلان باشد سود و فایده اش برای مردم بالاتر است و همین خاطره است که گره گشا است. این یادگیری یا همان خطر کردن لزوما در عرصه ی فکر و نظر نیست، چه بسا کسی که اهل فعالیت و عمل است نیز در حال خاطره سازی است.

شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۷
مدیر