آذين وب

سيستم مديريت محتوا

طراحي سايت

طراحي وب

طراحي وب سايت

طراحي وب سايت

قرآن کتاب گفت وگو

نکته ها،نغز ها و درد دل های تربیتی
احمدرضا آذر
🌷قرآن کتاب گفت وگو
🔹یکی از ویژگی های مهم قرآن نسبت به دیگر کتب مقدس، وجود”ندا” است، یعنی افراد را مورد خطاب قرار میدهد، در این خطاب ها گاه سوال طرح میشود، که اگر در آن عمیق شویم در نهادش معرفتی عقلانی و منطقی نهفته که برای فرد عاقل کشف شدنی است، گاه پس از خطاب، حکمی است که با تعمق در آن میشود دلایل و استدلالِ حکم را از آن فهمید،
در قرآن سه دسته از خطاب ها بیشتر به چشم میآیند
✅خطاب به «ناس»(عموم مردم)
✅خطاب به «مومنین»( مرتبه ای از مردم که مأمن فراتر از طبیعت را می جویند)
✅خطاب به «عباد»(مرتبه ای از مومنین که به جان و حیات الهی نزدیک تر اند)
🔸خدا در آیه بیست و یک سوره بقره می فرماید: ای مردم(ناس) به کسی متصل شوید(عبادت کنید) که پرورش دهنده ی شما است و پرورش دهنده واقعی کسی نیست، جز آن کسی که شما و قبل از شما را خلق کرده است(علی الخصوص اگر جزو تقوا پیشه کننده گان باشید، در درون خود به صورت وجدانی آنرا می فهمید)
🔺عامه مردم در زندگی گیاهی و حسی هستند، اگر عامه بگویند، ما انسان و اشرف مخلوقات هستیم چون دارای مال و فرزند بسیار ایم، پاسخ خواهند شنید که در طبیعت گیاهان و نباتات نیز زیاد شده و ثمرات بسیار هم دارند.
🔸اگر بگویند، ما انسان و اشرف مخلوقات هستیم چون به فرزندمان عاطفه داریم، پاسخ خواهند شنید که حیوانات نیز به صورت غریزی به مولود خود عاطفه داشته و آنها را مراقبت میکنند، حتی اگر دقیق تر نگاه کنیم، متوجه میشویم حیوانی مثل سگ، به مال صاحب خود، حتی اگر گرسنه هم باشد دست نمی زند مگر آنکه صاحب او به او غذا دهد یعنی امانتدار است. منتهی عامه مردم(ناس) در نهاد خویش به دلیل زبان داشتن و قوه فکر آمادگی دارند تا فراتر از ویژگی نباتی و حسی خود گام بردارند، منتهی اگر بخواهند.
🔹از میان عامه مردم، آنها که فهمیده اند که نیاز به مأمن فراتر ی دارند، به مراتبِ بالاتری از ایمان متمایل شده و به مرتبه ی مومنین راه پیدا کرده اند.
✅قبل از هر چیزی باید اضافه کرد که بدون «مأمن» یعنی بدون تکیه گاه ِ«امن» و به عبارتی بدون «امنیت»، حیات و زندگی معنا ندارد، واژه های «امن»، «مأمن» و «امنیت» هم با «ایمان»، از یک ریشه اند.
🔸افراد گاهی به یک امر اعتباری( چیزی که گاهی هست و گاهی نیست و وابسته است) تکیه میکنند و گاه به یک امر واقعی تر تکیه میکنند، مثلا تکیه بر پول برای امنیتِ معاش و زندگی روزمره در جامعه ی شهری که آن پول را معتبر بدانند موقتا بد نیست، تکیه بر عقل و علم در مراتب بالاتری از پول، امنیت میآورد؛ حالا اکر کسی بفهمد که پول و غذا و سلامتی و علم و عقل از خدایی ثابت و ازلی است، تکیه بر او را امنیت بخش ترین میداند و به او ایمان میآورد. شخص مومن تلاش دارد تا به مامن خود هربار نزدیکتر شود. این رشد با “فروتنی” ،”صبر” و “یاد آوریِ امنیت بخشِ” ایشان، یعنی خدا، صورت میگیرد.
🔹 «خشوع» (فروتنی درونی و واقعی ) مومنان را به مرتبه «عباد» نزدیک میکند. عباد کسانی اند که دائم با خدا در گفت وگو هستند، رویه ی آنها سلامت و مهربانی است.آنها از خدا راضی اند و خدا از آنها. اطمینان واقعی در روح انسانی، در مرتبه ی عباد ظاهر شده است.
✅تربیتِ “ناس” گویی به عهده طبیعت و غرایز خودشان است، تربیتِ “مومنان” به عهده راستگویان و امانتداران و به عهده عقل است(مصداق آن ائمه معصومین و انبیاء و اولیاء الهی اند) و تربیتِ “عباد” به عهده خود خداوند است. اگر نیک بنگریم همه ی این تربیت ها از منشاء “ربِ”یکتا است، منتهی در مرحله ی عبد شدن، انسان نورِ ربانیتِ حق را در همه ی مراتب مشاهده میکند.
🌕بیهوده نبود که ملک الشعراء بهاردر شعر مرغ سحر از سه مرتبهِ تربیتیِ رب این چنین یاد کرده است: “ای خدا، ای فلک، ای طبیعت، شام تاریک ما را سحر کن.”

مطلب مرتبط در لینک:https://t.me/sarveyasin/348

شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۷
مدیر